
سه شنبه یکم فروردین 1385
زندگی یک سال پرید ...
از چه دلتنگ شدی ، دلخوشی ها کم نیست ..
این همه زیبایی : خورشید ، زمین ، آسمان ابری و از همه زیباتر ، ماه !!!
از چه دلتنگ شدی ..
این ها همه نوید بهاری است که از راه رسیده است ..
بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان
و باز هم بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان ..
پی چه می گردیم ؟؟؟
-----
این قافله عمر عجب می گذرد ...
چشم بر هم زدیم و ایام گذشت . نمیدانم نام این سرازیری و سراشیبی عمر را چه میتوان گذاشت ، اما هر چه هست سریع میرود ، بسوی نقطه ای که نامش میتواند هرچه باشد .
یکسال دیگر از روزشمار عمر گذشت و باز فصلی دیگر ورق خورد . باید رفت و دید روزگار چه برایمان خواب دیده است ...
سال
نو
مبارک ...
پ . ن :
درسته که این یه سالی که گذشت مثل یه چشم به هم زدن بود ولی این چشم به هم زدن برای من تو سال 84 اندازه ی یه عمر طول کشید ( صد سال پیر شدم ) .. تازه تو این سن هم موهای سفیدم دارم .. می گی : چرا ؟؟ چراشو دیگه باید از این بپرسی ..![]()
![]()
فلش سال نو ( خیلی با حاله ![]()
)
+ 10:55 دیوونه |